توی این پست یاد خواهید گرفت که توی 5 گام عملی چطوری ایده خلق کنیم. براساس کتاب a technique for producing ideas
نوشته James Webb Young

خیلی وقتها ایده ها ناگهان به ما الهام میشن ، بعضی وقتها هم به خشکسالی ایده میرسیم.

و امان از زمانی که به خشکسالی ایده میرسیم!
هیچی ترسناک تر از این نیست که پروژه ی فعال داشته باشیم و هیچ ایده ای برای پیشبردش نداشته باشیم!
اما اگر بتوانیم مسیر خلق ایده رو سیستماتیک کنیم. اینطوری خیالمون راحته که همیشه یک پروسه برای خلقشون داریم و به خشکسالی نمیخوریم!
خدا رو شکر که جیمزوب یانگ (یکی از بزرگان تبلیغات قرن بیستم ) این مسیر خلق ایده رو تقریبا 60 سال پیش در قالب 5 گام ساختارمند کرد و ما میتونیم ازش استفاده کنیم.

چطوری ایده خلق کنیم ؟! خلق ایده در 5 گام عملی

خلق ایده در 5 گام عملی

گام اول : جمع آوری مواد خام اولیه
مواد خام اولیه به دو دسته ی عمومی و تخصصی دسته بندی میشن.
اطلاعات عمومی الزاما ارتباطی با موضوع مورد نظرتون ندارن. مثلا اطلاعات و دانش عمومی میتونه در این دسته قرار بگیره.

همین که شما زیاد اهل مطالعه کتاب ، مقاله ، ویدیوی آموزشی ، اخبار و یا هرچیزی که دانش عمومی شما رو زیاد می کنه باشید خوبه!
شما هیچ وقت نمیدونید اون اطلاعاتی که راجع به سوخت موشک خوندید کی و کجا ممکنه به دردتون بخوره!
اطلاعات تخصصی هم جمع آوری هرگونه اطلاعات و مواد خام اولیه در رابطه با موضوعی هستش که قصد ایده پردازی در آن دارید.
در مجموع شاید بیش از 60 درصد زمان شما باید صرف همین گام اول بشه.

گام دوم : اکنون به دنبال ارتباط هستید
در این مرحله شما به دنبال ایجاد ارتباط بین مواد خام اولیه ای که جمع آوری کردید هستید.

سعی کنید ارتباطات تازه ای شکل بدید و تمام اجزا و المان ها رو به هم مرتبط کنید.

جزئی نگر و کلی نگر باشید و از ساخت ارتباطات عجیب نترسید.

این مرحله می تونه خسته کننده باشه اما زود تسلیم نشید و تا جایی که امکان داره پیش برید.

انقدر که از ساخت هرگونه ارتباط جدید ناامید بشید.

وقتی به نقطه ای رسیدید که دیگه امکان ساخت ارتباط جدیدی وجود نداشت ، شما آماده ی رفتن به گام بعد هستید.

گام سوم : رها کنید!
همه چیز را رها می کنید ، موضوع را کنار می گذارید و هرچقدر که ممکن باشد از آن فاصله می گیرید. (جیمز وب یانگ)

این مرحله یکی از مهم ترین مراحل 5 گانه چطوری ایده خلق کنیم هست و باید آن را جدی انجام دهید چون در طی این گام شما مسائل را باید از خودآگاهتان خارج کنید و به ناخودآگاهتان بسپارید.

به دیدن اقوام یا دوستان برید یا اصلا فیلم ببینید. اگر اهل گیم هستید برید و یه دست کال آف بزنید!

چون شما قبلا غذا را آماده کرده اید و آن را خوب جویده اید ، الان وقت آن است که به تنهایی هضم شود.

گام چهارم : لحظه ی انفجار!
اگر تمام سه مرحله ی قبل خلق ایده رو به خوبی انجام داده باشید ، این مرحله زمانی است که ناگهان ایده به سراغتون میاد!

ممکنه هنگام خوردن چای عصرونه ، زمان استحمام و یا حتی نیمه شب!
اینجا زمانی است که نتیجه ی سه مرحله ی قبل رو می بینید و راه براتون روشن میشه. حقیقتش ، وقتی این متن رو می خونید شاید باورش براتون سخت باشه ، اما اگه برای خودم این اتفاق به شکل منظم نمیوفتاد، هیچ وقت این پست رو نمی نوشتم.

گام پنجم : مرور ، اصلاح ، تولد
بعضی وقتها به نظر میرسه که ایده ها در مغزمون زیبا هستن، اما زمانی که برای کسی بیانش می کنیم خیلی زشت و ضعیف می شوند.

دلیلش عدم صبور بودن ماست! در این گام باید ایده ی خودمان را مرور کنیم و تماما زوایای آن را بررسی کنیم و اطلاحات لازم را انجام دهیم.

در حقیقت ما باید آن را برای انتقال به دنیای بیرونی آماده کنیم. آن را روی کاغذ بیاوریم.

اصلاحش کنیم ، از راهنمایی دیگران استفاده کنیم ، زوایای تاریکش را روشن کنیم ، آنقدر که زمانی که بیانش می کنیم به همان زیبایی باشد که در ذهنمان شکل گرفته.

براساس کتاب a technique for producing ideas
نوشته James Webb Young